چند خاطره از شهید حجه الاسلام شاه آبادی شهید شاخص راهیان نور
چند خاطره از شهید حجه الاسلام شاه آبادی شهید شاخص راهیان نور
نویسنده : laz_ayt
شنبه, ۶ اردیبهشت ۱۳۹۳
ﺷﺸﻢ اردﯾﺒﮫﺸﺖ ﻣﺼﺎدف اﺳﺖ ﺑﺎ ﺑﯿﺴﺖ و ھﻔﺘﻤﯿﻦ ﺳﺎﻟﮕﺮد ﺷﮫﺎدت آﯾﺖ ﷲ ﻣﮫﺪی ﺷﺎه آﺑﺎدی، اﺳﺘﺎدزاده اﻣﺎم رﺿﻮان ﷲ ﺗﻌﺎﻟﯽ ﻋﻠﯿﻪ و ﯾﺎر و ﯾﺎور ﺑﻨﯿﺎﻧﮕﺬار اﻧﻘﻼب اﺳﻼﻣﯽ و ھﻤﺮزم و ھﻤﺴﻨﮕﺮ رھﺒﺮ ﻓﺮزاﻧﻪ اﻧﻘﻼب ﺣﻀﺮت آﯾﺖ ﷲ اﻟﻌﻈﻤﯽ
ﺧﺎﻣﻨﻪ ای ﻣﺪ ظﻠﻪ اﻟﻌﺎﻟﯽ.
**شاید عجیب باشد، ولی ایشان در شبانه روز دو – سه ساعت بیشتر نمی خوابیدند و در منزل همیشه تلفن می‌بایست وصل باشد تا هر وقت کارشان داشتند، اطلاع پیدا کنند. مثلا می خواستیم با هم غذا بخوریم، اما تلفن اجازه نمی‌داد، یک بند زنگ می‌زد. یک بار شیطنتی کردم که کمی راحت باشند، اما خیلی زود متوجه شدند. یکی از پشتیها را جلوی پریز تلفن گذاشتم که دیده نشود و به بچه ها گفتم بروید کنار آقا جان بنشینید و آرام، طوری که متوجه نشوند دوشاخه تلفن را بکشید تا آقاجان دو لقمه غذا بخورند. اما تا بچه ها این کار را کردند و به محض این که تلفن قطع شد، ایشان متعجب شدند که چرا تلفن دیگر زنگ نمی زند. اول فکر کردند خراب شده، اما بعد خیلی زود متوجه شدند قضیه از چه قرار است!
**همسر ایشان نقل می کند:
ایشان برای واپسین بار در جمع رزمندگان لشکر ۲۵ کربلا سخنرانی کردند. پس از جلسه سخنرانی و اقامه نماز ، رزمندگان برای عرض ارادت به ایشان روی آوردند، برای جلوگیری از فشار و ازدحام، اطرافیان از برادران خواستند که از این کار صرف نظر نمایند؛ ولی آنان به واسطه عشق و علاقه بی پایانشان نسبت به روحانیت معظم، دست بردار نبودند ایشان در جمع مسئوولان پایگاه گفتند: این طور نیست که آن ها (رزمندگان) فقط علاقه مند باشند که روحانیون را ببوسند؛ بلکه ماهم علاقه مندیم آن ها را ببوسیم. اگر رزمندگان سر ناقابل ما را بخواهند، من تقدیمشان می کنم و این سر در مقابل آنها ارزشی ندارد!
** حجت‌الاسلام والمسلمین سعید شاه‌آبادی:
ما زمانی که بچه مدرسه‌ای بودیم‌، صبح زود و پیش از روشنایی آفتاب، به سمت شیر‌پلا حرکت می‌کردیم‌، به طوری که نماز صبح را در شیر‌پلا می‌خواندیم‌، به خانه برگشته و صبحانه می‌خوردیم و سپس راهی مدرسه می‌شدیم و در همۀ این سفرها، ایشان سریع‌تر و پیش‌تر از ما حرکت می‌کردند». شیخ شهید ما با این کارشان‌، ضمن ورزش و تفریح‌، به همراهی با خانواده در همان اوقات اندکی که داشتند‌، آشنایی فرزندانشان با ورزش و … می‌پرداختند و حداکثر استفاده را از وقت می‌کردند‌. همیشه این حدیث امام صادق (ع) را مد نظر داشتند که: سلامتی نعمتی است پنهان که چون یافت شود‌، فراموش شود و چون از دست رود‌، به یاد آید‌.
شهید شاه‌آبادی به اذعان همه نزدیکان‌شان، شخصی بسیار فعال، پرکار و خستگی‌ناپذیر بودند، به‌ گونه‌ای که حتی بسیاری مواقع، جوانان هم از همراهی و همپایی‌شان در می‌ماندند. مسلماً چنین انسان پر کاری که لحظه‌ای از زندگی را به بیهودگی و بطالت نمی‌گذراند، نیازمند بدنی قوی است که از انس با ورزش حاصل می‌شود.
**شهید آیت‌الله شاه‌آبادی در اوایل ورود به روستای فشم، وقتی سراغ مسجد محّل را از اهالی می‌گیرند با مکانی متروکه رو به رو می‌شوند که با تلاش بسیار، پس از ۲ روز، موفق به گشودن درب آن می‌شوند، مکانی که کف آن به قدری پستی و بلندی داشته که به عنوان مصلّی قابلیت استفاده نداشته اما ایشان به همراه فرزند (تنها مأمومشان) تا یک ماه به تنهایی به مسجد می‌رفتند، در حالی که هیچ‌کس برای اقتدا به ایشان، به مسجد نیامده و ایشان در بازگشت به منزل، به خاطر احتیاط به سبب ناهمواری سطح مسجد، نماز را اعاده می‌کردند، اما رفتن به مسجد را تعطیل نمی‌کردند. یک شب به سراغ جوان پهلوان و کشتی‌گیر محله می‌روند و با برقراری ارتباط با او و جوانان دیگر باب دوستی را می‌گشایند. سپس از همسر خود درخواست می‌کنند غذایی تهیه کرده و بدین ترتیب همراه با جوانان محله چندین شب متوالی به کوه‌نوردی می‌روند و آرام آرام پای آنان را به مسجد باز می‌کنند تا این که پس از مدتی آمدن به مسجد و نماز خواندن یا تنها نماز خواندن، به شهید شاه‌آبادی علاقه‌مند شده و به ایشان اقتدا می‌کنند.
**در واپسین سخنرانی اش قبل از شهادت که در مقر لشکر ۲۵ کربلا ایراد نمود به نکته جالبی اشاره کرد که حاکی از عشق به شهادت در راه خدا بود . آنجا که گفت:« اگر شهادت ، می تواند نظام توحیدی مان را حفظ کند ؛ اگر شهادت می تواند دشمن را ذلیل کند ؛ اگر شهادت می تواند تفکر و بینش اسلامی مان را به دنیا اعلام کند ، ما آماده این شهادتیم.»
بالاخره در واپسین مرحله ای که آیت الله از مناطق جنگی جنوب بازدید می کرد ، در منطقه عملیاتی جزیره مجنون در اثر انفجار و اصابت ترکش در حالی که در جمع رزمندگان اسلام حضور داشت شربت شیرین شهادت را نوشیده و با پرواز خونین و ملکوتی خویش به ملاء اعلی پیوست. تاریخ شهادت ۶/۲/۶۳مصادف شد با شب شهادت امام موسی الکاظم تا با آن امام همام محشور گردد.
:: موضوعات مرتبط : سرداران شهید روحانی, مطالب ویژه
:: برچسب ها :

پاسخ دهید

.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.
.:: Powered By : wordpress ::.