شهید حجه الاسلام و المسلمین محلاتی
شهید حجه الاسلام و المسلمین محلاتی
نویسنده : laz_ayt
یکشنبه, ۴ اسفند ۱۳۹۲

در اول اسفند ۱۳۶۴، نماینده امام (قدس سره) در سپاه پاسداران، حجت الاسلام والمسلمین شیخ فضل الله محلاتی به همراه هشت تن از نمایندگان مجلس به نام های حجج اسلام ابوالقاسم رزّاقی، سید نورالدین رحیمی، غلامرضا سلطانی، مهدی یعقوبی و ابوالقاسم موسوی دامغانی و آقایان محمد کلاته ای، علی معرفی زاده و سید حسن شاه چراغی و چند تن از قضات و مسؤولین دیگر، عازم جبهه های جنگ بودند که هواپیمای حامل آن ها مورد حمله دو فروند جنگنده ی عراقی قرار گرفت و در ۲۵ کیلومتری شمال اهواز سقوط کرد و کلیه ی سرنشینان آن که نزدیک به ۵۰ تن بودند، به شهادت رسیدند.

 

.

شهید محلاتی

.

جهت ارج نهادن به فداکاری های روحانیون در طول دوران مبارزه در طول هشت سال دفاع، این روز به نام روز «روحانیت و دفاع مقدس» نامگذاری گردید.

بی شک نقش روحانیون پیرو خط ولایت در طول هشت سال دفاع، بر هیچ کس پوشیده نیست. گواه این مدعا خیل شهدای آنان است که در مقایسه با دیگر اقشار از بیشترین تعداد برخوردار است و نام روحانیون شهیدی هم چون شاه آبادی، محلاتی، شیرازی، میثمی، زمانی، رزّاقی و …، بر تارک شهدای هشت سال دفاع مقدس، گواهی بر رزم بی امان روحانیت معظم و رسیدن به القاء الله و خونین شدن چهره ی مطهر و نورانی آنان است.

.

شهید محلاتی شهید میثمی

.

با نگرش به تاریخ یک صد ساله ی معاصر و رشد و نفوذ استعمار در کشورهای اسلامی، مبارزات بی وقفه علما و روحانیون علیه استکبار و شیاطینی که اساس اسلام را نشانه گرفته اند، آشکارتر می شود. مجاهدات و قیام علمای بزرگی هم چون میرزای شیرازی، سید ابوالحسن اصفهانی، آخوند خراسانی، میرزا محمد تقی شیرازی، شهید شیخ فضل الله نوری، شهید سید حسن مدرس، مصطفی و ابوالقاسم کاشانی، سید محمد تقی خوانساری، امام (قدس سره) و یاران با وفای او، هم چون شهیدان مطهری، مفتح، بهشتی، باهنر، و شهدای محراب قاضی طباطبایی، مدنی، صدوقی، دستغیب و اشرفی اصفهانی روشنگر خط اصلی روحانیت در حفظ اسلام راستین و مکتب الهی و آیین محمدی صلی الله علیه و آله و سلم می باشد.

.

شهید محلاتی

.

امام (قدس سره) در پیام تاریخی که خطاب به مراجع تقلید و روحانیون فرمودند، به تاریخ مبارزات روحانیت اشاره کردند. در قسمتی از این پیام آمده است:(۱)

صلوات و سلام خدا و رسول خدا بر ارواح طیبه شهیدان، خصوصاً شهدای عزیز حوزه ها و روحانیت. درود بر حاملان امانت وحی و رسالت، پاسداران شهیدی که ارکان عظمت و افتخار انقلاب اسلامی را بر دوش تعهد سرخ و خونین خویش حمل نموده اند. سلام بر حماسه سازان همیشه جاوید روحانیت که رساله علمیه و عملیه خود را به دم شهادت و مرکب خون نوشته اند و بر منبر هدایت و وعظ و خطابه ناس از شمع حیاتشان گوهر شب چراغ ساخته اند. افتخار و آفرین بر شهدای حوزه و روحانیت که در هنگامه ی نبرد رشته تعلقات درس و بحث و مدرسه را بریدند و عقال تمنیات دنیا را از پای حقیقت علم بر گرفتند و سبکبالان به میهمانی عرشیان رفتند و در مجمع ملکوتیان،شعر حضور سروده اند.

سلام بر آنان که تا کشف حقیقت تفقّه به پیش تاختند و برای قوم و ملت خود منذران صادقی شدند که بند بند حدیث صداقتشان را قطرات خون و قطعات پاره پاره ی پیکرشان گواهی کرده است و حقاً از روحانیت راستین اسلام و تشیع جز این انتظاری نمی رود که در دعوت به حق و راه خونین مبارزه ی مردم خود، اولین قربانی ها را بدهد و مهر ختام دفترش شهادت باشد. آنان که حلقه ی ذکر عارفان و دعای سحر مناجاتیان حوزه ها و روحانیت را درک کرده اند در خلسه ی حضورشان آرزویی جز شهادت ندیده اند و آنان از عطایای حضرت حق در میهمانی خلوص و تقرب جز عطیه ی شهادت نخواسته اند…

از مجاهدات علمی و فرهنگی آنان که به حق از جهاتی افضل از دماء شهیدان است که بگذریم، آنان در هر عصری از اعصار برای دفاع از مقدسات دینی و میهنی خود مرارت ها و تلخی هایی متحمل شده اند و همراه با تحمل اسارت ها و تبعیدها، زندان ها و اذیت و آزارها و زخم زبان ها، شهدای گرانقدری را به پیشگاه مقدس حق تقدیم نموده اند. شهدای روحانیت منحصر به شهدای مبارزه و جنگ در ایران نیستند، یقیناً رقم شهدای گمنام حوزه ها و روحانیت که در مسیر نشر معارف و احکام الهی به دست مزدوران و نامردمان، غریبانه جان باخته اند، زیاد است.

در هر نهضت و انقلاب الهی و مردمی، علمای اسلام اولین کسانی بوده اند که بر تارک جبین شان خون و شهادت نقش بسته است. کدام انقلاب مردمی اسلامی را سراغ کنیم که در آن حوزه و روحانیت پیش کسوت شهادت نبوده اند و بر بالای دار نرفته اند و اجساد مطهرشان بر سنگفرش های حوادث خونین به شهادت نایستاده است؟ در ۱۵ خرداد و در حوادث قبل و بعد از پیروزی، شهدای اولین، از کدام قشر بوده اند؟ خدا را سپاس می گذاریم که از دیوارهای فیضیه گرفته تا سلول های مخوف و انفرادی رژیم شاه و از کوچه و خیابان تا مسجد و محراب ائمه جمعه و جماعات و از دفاتر کار و محل خدمت تا خطوط مقدم جبهه ها و میادین مین، خون پاک شهدای حوزه و روحانیت افق فقاهت را گلگون کرده است و در پایان افتخار آمیز جنگ تحمیلی نیز رقم شهدا و جانبازان و مفقودین حوزه ها نسبت به قشرهای دیگر زیادتر است. بیش از دو هزار و پانصد نفر از طلاب علوم دینیه در سراسر ایران در جنگ شهید شده اند و این رقم نشان می دهد که روحانیت برای دفاع از اسلام و کشور اسلامی ایران تا چه حد مهیا بوده است…

زندگی نامه ی شهید محلاتی:

شهید در سال ۱۳۰۹ شمسی، در خانواده ای متدین و مذهبی در شهرستان محلات متولد شد و دروس مقدماتی را در همان شهر فرا گرفت و در سال ۱۳۲۴، وارد حوزه ی علمیه قم شد.

روایت این بخش از زندگانی فضل‌الله از زبان خود وی شنیدنی‌تر است:

«در شهر محلات در خانواده‌ای کاسب و کشاورز متولد شدم. پدر و مادرم بی‌سواد بودند. روی جو فرهنگی‌ای که در آن موقع وجود داشت، نمی‌گذاشتند که بچه‌ها به مدارس دولتی بروند. من در شش سالگی به مدرسه‌ای به نام میرزا که در واقع مکتب بود، رفتم. از لحاظ تعلیم قرآن و معارف اسلامی و معلومات عمومی در حد همان مدارس دولتی مطالب را به ما یاد می‌دادند. پس از آنکه شش کلاس درس خواندم پدرم میل داشت که کمکش کنم و دفتر دستکی که نیاز داشت برایش بنویسیم. هم درس می‌خواندم و هم به پدر و مادرم کمک می‌کردم. به مغازه، باغ و صحرا می‌رفتم ولی خودم میل داشتم که درسم را ادامه دهم. لیکن به مدارس دولتی راه نداشتم. معمولاً در هر محیطی انسان وقتی چهره‌های متدین و وارسته را می‌بیند به آنها علاقه‌مند می‌شود و کشش و جاذبه آنها انسان را به آن سمت جذب می‌کند. در محلات که شهری مذهبی بود، تابستانها عده‌ای از مراجع تقلید می‌آمدند. مرحوم آیت‌الله سید محمد تقی خوانساری مرحوم آیت‌الله صدر و حضرت امام (ره) چند سال تابستان تشریف می‌آوردند. در این شرائط ناگاه عشق و علاقه‌ای بر من مستولی شد که بروم طلبه شوم. پدرم مخالف بود و من در کتابهای دعا جستجو می‌کردم که ببین چه دعایی موجب می‌شود که انسان حاجتش برآورده شود.»

یادم هست که در همان سال عمل ‌ام داوود را به جا آوردم. سه روز روزه ماه رجب با همان اعمال خاص و حاجتم این بود که پدرم راضی شود تا من طلبه شوم. بالاخره روی همین عشق به طلبگی، یکی دو سال در همان‌جا، پیش اهل علم درس خواندم و در ضمن به پدر و مادرم کمک کردم.

مقدمات و قدری از سیوطی و حاشیه را نزد مرحوم آیت‌الله شهیدی و بعضی از علمای محلات خواندم. یک بار که آیت‌الله سید محمدتقی خوانساری به آنجا تشریف آوردند، نزد ایشان رفتم و با گریه و زاری گفتم که می‌خواهم طلبه شوم ولی پدرم راضی نمی‌شود. ایشان عموی مرا خواست و به وی گفت که شما پدر ایشان را راضی کنید، من هم ایشان را سرپرستی می‌کنم.

عمویم توانست پدرم را راضی کند و من در سال ۱۳۲۴ عازم قم شدم. تازه چند ماهی از ورود آیت‌الله بروجردی به قم نگذشته بود که من در آنجا مشغول تحصیل شدم. حاشیه و سیوطی را دوباره خواندم. حاشیه را نزد مرحوم حاج محمد آقا تهرانی و سیوطی را نزد آشیخ عباس علی خواندم. مغنی را نزد آشیخ علی پناه اشتهاردی خواندم. در این ایام سرپرست واقعی من مرحوم آیت‌الله محمد تقی خوانساری بود و به منزل ایشان رفت و آمد داشتم.»

فضل الله، مطول را نزد آیت‌الله صدوقی، معانی را نزد آیت‌الله مطهری و یک مقدار هم نزد آیت‌الله مشکینی فرا گرفت. بخش عمده شرح لمعه را نزد آیت‌الله صدوقی و مابقی را نزد حاج اسدالله اصفهانی نورآبادی خواند. با اتمام مقدمات و فراگیری سطح، دیگر وی را به نام شیخ فضل‌الله می‌شناختند. وی در خاطرات خود به تفصیل در مورد سایر اساتیدی که نزد آنان تلمذ نموده سخن می‌گوید:

«بخشی از رسائل، مکاسب و کفایه را نزد آقای سلطانی خواندم. قدری از مکاسب را نزد آیت‌الله شیخ مرتضی حائری و مقداری از کفایه را نزد شیخ عبدالجواد اصفهانی و مرحوم مجاهدی تبریزی خواندم. این تقریباً درسهای سطح من بود، البته کمی هم نزد آشیخ محمدعلی کرمانی خواندم. منظومه منطق را خدمت اشیخ مهدی حائری بودم. تفسیر را قدری نزد حاج میرزا ابوالفضل قمی رفتم مقداری نیز در درس تفسیر علامه طباطبایی شرکت کردم، تا رسیدم به درس خارج.

خارج را دو سه سال به درس مرحوم آیت‌الله بروجردی رفتم، ولی اصولاً درس خارج را نزد امام خواندم. درس خارج من حدود ده سال طول کشید که عمدتاً خدمت امام رفتم، هم فقه و هم اصول را پیش امام خواندم.»

 آشنایی و سکونت او در بیت مرحوم آیت الله العظمی حاج سید محمد تقی خوانساری – که از عراق به ایران تبعید شده بود – موجب شد تا از همان ایام با مسایل سیاسی آشنا گردد. شهید محلاتی دروس حوزوی را درمحضر استادان و آیاتی هم چون بروجردی (قدس سره)، امام خمینی (قدس سره) و علامه طباطبایی (قدس سره) فرا گرفت. مدتی نیز نزد شهید صدوقی تلمّذ کرده بود.

سوابق مبارزاتی

فعالیت های سیاسی شهید از سال ۱۳۲۶، به دنبال آشنایی با فداییان اسلام و مرحوم آیت الله کاشانی،  آغاز گردید. خود در این باره چنین می گوید:

« در همان سال های اوّل در منزل آیت الله سید محمد تقی خوانساری با فداییان اسلام ارتباط پیدا کردم. فداییان اسلام از جمله مرحوم نواب صفوی و مریدان ایشان به منزل آقای خوانساری می آمدند و در آن جا ضمن آشنایی با ایشان شروع به همکاری با آنان کردم.»

وی در انتخابات دوره ی هفدهم مجلس شورای ملی، از طرف فداییان اسلام و آیت الله کاشانی مأمور شد تا به آذربایجان سفر کند و مردم را ترغیب نماید که به نماینده های فداییان اسلام رأی دهند. بعد از کودتای ننگین ۲۸ مرداد، به خاطر سخنرانی بسیار تند علیه کنسرسیوم نفت و کودتای شاه دستگیر و به مشهد تبعید گردید. بعد از آغاز نهضت امام (قدس سره) در سال ۱۳۴۱، فعالیت های شهید محلاتی بیشتر شد. مقام معظم رهبری در این باره می فرمایند:

شهید محلاتی از قبل هم با امام آشنایی داشتند و از شاگردان امام بودند. ما، در ماجراهای سال ۴۱ و ۴۲ که امام مرکز مبارزه بود و خانه امام کانون رفت و آمدها و الهام دهنده ی مبارزات مردم بود، مرحوم محلاتی را دیدیم و با ایشان آشنا شدیم.

مبارزات شهید تا پیروزی انقلاب ادامه – یافت – و بارها به زندان افتاد. در آستانه ی پیروزی از اعضای فعال کمیته استقبال امام بود و بعد از پیروزی، در کمیته ی مرکزی به عنوان نماینده ی امام فعالیت داشتند و در اولین انتخابات مجلس به عنوان نماینده ی مردم محلات و دلیجان انتخاب شدند. در اوایل حضور در مجلس، طی حکمی از سوی امام (قدس سره) به عنوان نماینده ی ایشان در سپاه پاسداران منصوب گردید.

.

شهید محلاتی

.

شهید در دوران دفاع مقدس نیز نقش ارزنده ای داشت و در شب های عملیات در سنگر فرماندهی حضور می یافت – و با سخنان حکیمانه ی خویش تردید و ابهام را تبدیل به قاطعیت، ایمان و اعتقاد می کرد. علاقه و عشق وافری به امام (قدس سره) داشت و در این مسیر بارها از تشخیص و منفعت و مصلحت خویش صرف نظر کرد و بنا به فرموده ی مقام معظم رهبری حتی حاضر بود در این مسیر از آبروی خویش بگذرد. او آن قدر به امام (قدس سره) علاقه داشت که خانه ای در قم روبه روی منزل امام در محله یخچال قاضی فراهم کرد تا قرابت روحی را با قرب مکانی تقویت کند.

.

شهید محلاتی

.

شهید در وصیت نامه اش علاقه خود را نسبت به امام (قدس سره) این گونه ابراز می کند:

«از معظم له امام (قدس سره) بخواهید برای آمرزش من دعای مخصوص نماید. من در این عالم به او عشق می ورزیدم و امر او را امر خدا و رسول صلی الله علیه و آله و سلم می دانستم. امید است ایشان هم بعد از این عالم و در پیشگاه خداوند شفاعت کند تا ان شاء الله در آن دار بقاء در کنار ایشان باشم.»

شهید محلاتی از دیدگاه مقام معظم رهبری(۲)

یک خصوصیت در مرحوم آقای محلاتی است که آن خصوصیت برای عناصر انقلابی خیلی مهم است و آن خصلت سازش ناپذیری و مبارزه گری و غیرت دینی و آمادگی برای فداکاری و تلاش است. همه کس حاضر نیست راحتی و زندگی آرام خودش را به خاطر هدف ها و آرمان هایی که باید برای آن ها مبارزه کرد، تهدید کند. ایشان از جمله افرادی بود که به راحتی زندگی را، آسایش را، در آمد را، عنوان را که این آخری به نظر من از همه مهم تر است، نثار مبارزه می کرد و حتی حاضر بود یک جایی از آبروی خودش مایه بگذارد، از حیثیت و عنوان خودش مایه بگذارد.

.

شهید محلاتی

.

و در جای دیگری می فرمایند:(۳)

… از خصوصیات دیگر شهید محلاتی، عشق و ارادت وافر به امام بود. به قدری به امام علاقه و اعتماد به نظرات امام داشت که هر موقع امام یک چیزی را بیان می کردند، مثل یک امر تعبدی، برایش لازم الاجرا بود، چه روزی که امام حکم داده بودند که باید این کار بشود چه آن روزی که حکم نداده بودند، ایشان می فهمیدند که تمایل امام به این است… اعتماد و ارادت ایشان به امام به نظر من یکی از عوامل خستگی ناپذیری ایشان بود…

پی نوشت ها:

۱٫ صیحفه نور، جلد۲۱، ص ۱۰۱- ۸۸، ۳/۱۲/۱۳۶۷٫

۲٫ مجله پیام انقلاب، شماره ۲۰۸، ۸/.۱/۱۳۶۶، ص ۱۸٫

۳٫ ره یافتگان وصال، دی ماه ۱۳۷۳، حوزه نمایندگی ولی فقیه در سپاه ص ۲۶٫

:: موضوعات مرتبط : سرداران شهید روحانی, مطالب ویژه
:: برچسب ها : ,

پاسخ دهید

.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.
.:: Powered By : wordpress ::.